مرتضى مطهرى
688
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
كرده است ، مثلًا كسى كه آسياب را اختراع كرده ، فكر او مايه شده براى كسى كه يك امرى را در حد بالاتر اختراع كرده است . كدام يك از صنعتهاست كه از روز اول به همين شكل بوده ؟ در صنعت هواپيمايى ، آن كسى كه اول بار هواپيما را اختراع كرد در چه سطحى اختراع كرد ؟ سطح خيلى سادهاى . تازه مايههاى اوّلى فكرش را از چه كسانى گرفته بود ؟ بر فكر ديگران افزود . دانش محصول كار جمعى بشر است . مَثَلى براى دانشمندان ذكر مىكنند ، مىگويند اولين دانشمندى كه پيدا شد مثل يك آدم قدبلند بود كه در يك فضايى ايستاده و افق را مىبيند . او يك مقدار معينى از افق را مىبيند . بعد يك آدم ديگرى مىآيد روى دوش او سوار مىشود ؛ او چون روى دوش اين سوار شده مسلّم يك قسمت وسيعترى از افق را مىبيند . اما آيا اينكه قسمت وسيعترى از افق را مىبيند دليل بر اين است كه او ديد وسيعترى دارد ؟ نه ، او اگر روى دوش اين نرفته بود بسا بود كه قدش كوتاهتر بود و مقدار كمترى هم مىديد ؛ بلكه به دليل اينكه روى دوش اوّلى رفته افق وسيعترى را مىبيند . سومى مىآيد روى دوش دومى بالا مىرود ، او افق وسيعترى را مىبيند ، باز به دليل اينكه روى دوش آن دو نفر رفته . يكى بعد از ديگرى افق وسيعترى را مىبينند ولى اين دليل بر آن نيست كه اينها نبوغ بيشترى دارند ؛ و لذا الآن كسانى كه نبوغها را در نظر گرفتهاند هيچ كس ادعا نمىكند كه دانشمندهايى كه در عصر جديد پيدا شدهاند نبوغى بيشتر از نبوغ ارسطو و افلاطون داشتهاند . ولى علم اينها خيلى وسيعتر از علم آنهاست يعنى اينها افقهايى را ديدهاند كه هرگز ارسطو فكرش را هم نكرده بود ؛ براى اينكه ارسطو روى دوش يك عدهاى رفته بود ، اينها روى دوش همان عده رفتهاند به علاوهء ارسطو و به علاوهء دانشمندهاى دو هزار سال بعد از ارسطو كه پشت سر يكديگر آمدند و آمدند . آيا اينشتين كه نظريهء نسبيت را عرضه مىدارد اگر از شكم مادر بيرون آمده بود و فقط الفبا را به او درس مىدادند و بعد خودش تنها مىرفت فكر مىكرد يا از دبستان كه بيرون آمده بود هيچ كتابى از كتابهاى علماى پيشين را نمىديد و به او مىگفتند خودت برو فكر كن ، آيا باز مىتوانست نظريهء نسبيت را بگويد ؟ يا او چون بعد از گاليله و نيوتن آمده و افكار آنها را ديده ، براساس افكار آنها يك نظريهء جديدى آورده است . مخترعين هم همينطور هستند . اين است كه اگر مثلًا ما مىگوييم كه ماشين بخار اختراع شد ، بعد نمىتوانيم بگوييم اين ماشين بخار تعلق دارد به كسى كه اختراع كرده ؛ حالا كه به او تعلق دارد ، اين را به آقاى سرمايهدار مىفروشد . يك پولدار گردن كلفتى هم پيدا مىشود مىگويد آقا اين چيزى را كه تو اختراع كردهاى و به نام خودت هم به ثبت رساندهاى چقدر مىفروشى ؟ من يك ميليون دلار به تو مىدهم اين ديگر مال من باشد . اصلًا آن دانشمند حق ندارد كه اين را به يك مالك شخصى بفروشد چون اصلًا اين محصولِ فكر او به تنهايى نيست بلكه محصول فرهنگ اجتماعى بشر است ، محصول سير فكرى چندين هزارسالهء بشريت است . او حق دارد به آن اندازه كه سهيم است سهم خودش را